فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١١٦ - دليل ديگر براى توحيد
شرح عربى:
برهان آخر على التّوحيد
و هو انّ الكثرة انكانت نوعيّة فالبالماهيّات و انكانت عدديّة فان كانت
فى الجوهر فبالمادّة و لواحقها و انكانت فى الاعراض فبالموضوعات.
و حيث لا موضوع او ماهيّة و لا هيولى، لتعالى الواجب عن الكلّ
كيف، يتحقّق، الاثنينيّة.
ترجمه:
دليل ديگر براى توحيد
و آن ايسنتكه كثرت اگر نوعيّه باشد پس اين نوع از كثرت بواسطه ماهيّات
تحقّق مىيابد و اگر عدديّه فرض گردد پس اگر در جواهر باشند حصولشان بواسطه
مادّه و لواحق آن بوده و اگر در اعراض ملاحظه شوند پس بواسطه موضوعات است و
چون موضوع يا ماهيّت و هيولى در حقتعالى نمىباشد پس چگونه در واجب اثنينيّت
و دوئيّت تحقّق يابد.
شرح فارسى:
توضيح
حاصل كلام اين است كه حقتعالى متعدّد و متكثّر باشد از دو حال
خارج نيست:
يا كثرت نوعيّه است و يا عدديّه:
كثرت نوعيّه: آن است كه انواع متعدّد و مختلفى باشند كه تمامشان واجب
باشند.
كثرت عددى: و مقصود از كثرت عددى آن است كه افراد و مصاديق
متعدّدى باشند كه عنوان واجب به همه آنها صادق باشد امّا ملاك كثرت نوعى به
كثرت ماهيّات است چه آنكه بديهى است بانضمام هر فصلى به جنس يك ماهيّت
ممتاز از ديگرى حاصل مىشود چنانچه فصل ناطق بعد از انضمامش بحيوان ماهيّت
انسان و فصل صاهل ماهيّت فرس و فصل ناهق ماهيّت حمار را كه هر كدام انواعى
براى افراد كثيرهاى هستند متحصّل مىنمايند.